سالگرد
دکتر پتر گرگلی، استاد دانشگاه بوداپست، و همسرش ماریا سالگرد ازدواج خود را جشن میگیرند. آنها در حال گوش دادن به سمفونی شماره شش چایکوفسکی هستند که او به دلیل بیماری فراخوانده میشود. ماریا به تنهایی به آدرسی که یک تماس ناشناس به او داده است میرود و شوهرش را در آغوش یک زن غریبه پیدا میکند. او به بیگناهی شوهرش ایمان ندارد، از او طلاق میگیرد و با وکیل دکتر تیبر مات، که سالهاست او را تحت فشار قرار داده، ازدواج میکند. در ناامیدی، پتر تلاش به خودکشی میکند و دختر ناشناسی که باعث این تراژدی شده در کنار او ظاهر میشود. خبرنگار ایستوان بالینت متوجه میشود که دختر توسط دکتر مات پول گرفته و او را رسوا میکند. پتر بهبود مییابد، اما هیجان باعث میشود حافظهاش را از دست بدهد. ماری و دکتر به یادآوری سالگرد ازدواجشان میپردازند. آزمایش موفقیتآمیز است، او همه چیز را به یاد میآورد و آنها زندگی مشترکشان را از جایی که رها کرده بودند ادامه میدهند: گوش دادن به سمفونی چایکوفسکی.