مردی از هیچ جا
The Man from Nowhere
ماتیاس پاسکال، که با همسری احمق و مادری زن نالهکننده دست و پنجه نرم میکند، خانه را ترک کرده و در چندین کازینو خوششانس میشود. او به خانه برمیگردد و متوجه میشود که مردی غرقشده که از رودخانه بیرون کشیده شده، شباهت عجیبی به او دارد و خانوادهاش او را به عنوان ماتیاس دفن میکنند. این برای او یک تغییر خوشایند است و به رم میرود، جایی که عاشق لویییز پالرای میشود. کنت پاپیانو، خواستگار حسود لویییز، او را تهدید میکند که اگر مدارکی برای اثبات هویتش ارائه ندهد، او را دستگیر خواهد کرد.