مرگ بر اندوه!
دو راننده به نامهای جیوانی و گایتانو دوستانی هستند. گایتانو، جسور و بیرحم، در بازار سیاه موفق است، در حالی که جیوانی، که کارگری سادهلوح و صادق از شمال ایتالیا است، نمیتواند سودی کسب کند و همسرش، زنی پرانرژی و پرحرف از رم، نمیتواند او را به خاطر مهارتهای ضعیف تجاریاش سرزنش نکند. پس از بازگشت از سفری به ناپل، او یک یتیم کوچک و گرسنه به نام نلو را به خانه میآورد. در ابتدا همسر جیوانی نمیخواهد پسر را قبول کند، اما بعداً به او علاقهمند میشود. این پسر کوچک هر کاری که میتواند برای کمک به خانواده انجام میدهد. پدر نلو، که همه فکر میکردند در جنگ مرده است، پسرش را پیدا میکند و به عنوان یک تاجر ثروتمند، جیوانی خوب و سخاوتمند را استخدام میکند. در همین حال، دوست سابق گایتانو توسط پلیس دستگیر و به خاطر معاملات غیرقانونیاش محکوم میشود.