صدای هامرفورسن
Hammarforsens brus
آندرس جوان عاشق مریت است، که پدرش، کشاورز بیور-اریک، با رابطه آنها مخالف است. او با حسادت به دخترش نگاه میکند و وقتی میفهمد که او به طور مخفیانه به دیدن آندرس میرود، عصبانی میشود.