رُمانِ هفدهساله
Roman einer Siebzehnjährigen
ده سال پیش، در پایان جنگ جهانی دوم، بیته، که هفت ساله بود، در حین فرار از والدینش از آنها جدا شد. زوج ثروتمندی از هامبورگ او را به خانه بردند. اما اکنون والدین کمبرخوردار او فرزند گمشدهشان را یافتهاند و او را به برلین بازمیگردانند. بیته در آنجا احساس خانه نمیکند، اما نمیخواهد به هامبورگ برگردد. او به رابطهای با یک موسیقیدان پناه میبرد. فقط زمانی که آن رابطه شکست میخورد، متوجه میشود که با والدین واقعیاش تعلق دارد.