بیست و نه برادر
Twenty-Nine Brothers
پس از دو سال جنگ در آنگولا، ایلیدیو به روستایی که ماری، که او او را عروس خود میدانست، بازمیگردد. او نسبت به او بیتفاوت است و معتقد است که یک فراخوان مذهبی دارد.