دستم رو به چیزی میزنم چیزی میگویم
Play Me Something
گروهی در فرودگاهی کوچک روی یک جزیره گیر افتاده اند در حالی که پرواز از سرزمین اصلی به تعویق افتاده است در آن زمان غریبه ای ظاهر می شود و شروع به گفتن داستان عشقی تابستانی در ونیز می کند