سوشی سوشی
Sushi Sushi
موریس هارتامن، استاد پاريسي، سخنان بدبینانه و پوچی وجودش را با معشوقهٔ جوانش آزرده میکند. پیشنهاد یکی از شاگردانش زندگیاش را به هم میریزد: کیوشی به او پیشنهاد میدهد تا برای پاریسیهای سازگار با شلوغی، کسبوکار کوچکی از سوشی را راه بیندازند. با اشتیاق، موریس به دنبال تامین سرمایه میگردد و «اکسپرِس سوشی» با آغاز خوبی روبهرو میشود. اما پس از آغاز خوب، کسبوکار کوچک راکد میشود...