خط داستانی
آن احساس میکند که در زندگیاش به عنوان یک خانهدار گرفتار شده است. او دنیس و کلر را قانع میکند که برای تعطیلات بهاری به ساحل بهشت بروند، درست مانند بیست سال پیش. کلر، که برای کرم آفتاب یورو تروپیک کار میکند، سعی میکند از عاشق شدن به ژان-لوک، سخنگوی جدید محصول، دوری کند. دنیس رابطه قدیمیاش با مارک، نجاتدهنده دائمی، را دوباره زنده میکند. و آن به جورج، مدیر جوان میز پذیرش در هتل، نزدیک میشود.