ساندویچ صحارا
Sahara Sandwich
ریدِر روانپزشکی است که می تواند به طور بی عیب و نقص مشکلات مراجعانش را تحلیل کند اما در حل رنج درونی خود ناامید است. روزی کارآگاهی به نام Sleuth وارد دفتر او می شود و خبر مظنون بودن ریدن به قتل سه زن را می آورد. ریدر از انجام خطایی بی خبر است اما نامه اسرارآلودی دریافت کرده است که خبر از قتل می دهد و منشی او، لیزی، ناپدید شده است. اعتراف های بیمار جدید ریدر را به فکر فرو می برد. بازی کلامی و پنهان بین ریدر و Sleuth آغاز می شود که پرسش های بیشتری نسبت به پاسخ ها ایجاد می کند. اگر قتل ها واقع شده باشند، انگیزه شان چه بوده است؟ و اگر انگیزه ای وجود ندارد، آیا مظنونی می تواند وجود داشته باشد؟ یا همه چیز توسط Sleuth یا خود ریدر صحنه سازی شده است؟