خط داستانی
در این کارتون اول (و نزدیک به آخر) که با رنگ سپیا انجام شده، پدی پاپ با استخوانی در دهانش در حال راه رفتن است و در حین عبور از روی یک چوب که بر روی جوی آب قرار دارد، انعکاس بزرگ شده استخوان را در آب میبیند. یک شیطان شیطنتآمیز ظاهر میشود و او را ترغیب میکند که استخوانش را رها کند و به دنبال استخوان بزرگتر به آب بپرد. او این کار را انجام میدهد و در حالی که استخوانش را گم میکند، هیچ چیزی پیدا نمیکند. او در یک رستوران ایتالیایی استخوان دیگری پیدا میکند و وقتی که دوباره از روی همان جوی آب برمیگردد، شیطان دوباره ظاهر میشود. آیا پدی دوباره فریب خواهد خورد؟