شوالیههای همجنسگرا
The Gay Knighties
جیم دندی در خواب خود درباره یک اژدهای وحشی که یک پادشاهی افسانهای را ترسانده است، میبیند. سر آرچیبالد کورنوال دندی، یک ترانهسرای سرگردان، در یک جاده متروکه با اژدها ملاقات میکند و او را با لوتش جادو میکند. بعداً، سر آرچی یک سرود عاشقانه برای یک پرنسس زیبا میخواند و به خاطر بیاحترامی به زندان میافتد. او در زندان زیرزمینی لوتش را مینوازد و اژدها از دیوارهای قلعه عبور میکند و همه برای نجات جان خود فرار میکنند، اما آرچی روز را نجات میدهد.