جوانان
کلیدواژههای این فیلم رفاقت و اعتماد در میان جوانان یک روستای کوچک در بالتیک است که به شدت تحت کنترل یک مسافرخانهدار به نام اوتاکار واشکه قرار دارد. واشکه تنها قایق یدککش در شهر را دارد که ماهیگیران شهر، که اکثریت شاغلین را تشکیل میدهند، برای حمل ماهیهای خود به آن نیاز دارند. بنابراین او آنها را مجبور میکند که ماهیهای خود را به قیمت ناچیزی بفروشند، که واشکه سپس آن را با سود کلان دوباره میفروشد. در این میان، یک معلم از شهر بزرگ به نام هلموت گروندل به روستا میآید و بازی کوچک واشکه را کشف میکند. گروندل میخواهد یک تعاونی تشکیل دهد تا ماهیگیران بتوانند از واشکه مستقل شوند و این واشکه را به یک دشمن خطرناک تبدیل میکند. وقتی هاینی جوان، پسر یک نگهبان تپه، متوجه میشود که بشکههای مشروبات الکلی تحت نظر واشکه به پومرن قاچاق میشود، واشکه به هاینی تهدید میکند که پدرش را به پلیس معرفی خواهد کرد و او را به قاچاق متهم میکند.