خط داستانی
یک استاد از دو دانشجوی فقیر حقوق میخواهد که برای دریافت دستمزد، یک مجسمه نادر را از خانه یک کلکسیونر بدزدند. پس از موفقیت در سرقت، استاد از خوشحالی میمیرد و دو دانشجو تصمیم میگیرند مجسمه را به صاحبش برگردانند. در آنجا با دختران او ملاقات میکنند و به آنها دروغهای زیادی میگویند. در نهایت مشخص میشود که همه اینها بخشی از یک شرطبندی بین استاد و کلکسیونر بوده و دو دانشجو به دختران کلکسیونر علاقهمند میشوند.