گلها بر روی شن
Flora on the Sand
یک شب، در رصدخانه برج دریایی، فروشنده لوازم آرایشی ایچیرو ایکی با یک خانم جوان ناشناس به نام آکیوکا وارد گفتگو میشود. او ایچیرو را به یک هتل دعوت میکند و آنها با هم عشق میورزند اما بدون اینکه حتی نامی رد و بدل کنند، جدا میشوند. یک هفته بعد، آنها در رصدخانه دوباره به طور تصادفی یکدیگر را ملاقات میکنند. این بار، ایچیرو او را تعقیب میکند. در هتل، آکیو از ایچیرو میخواهد که به خواهرش – کیوکو، که یک میزبان بار است – سخت بگیرد. آکیو از خواهرش به خاطر نصیحت درباره عفت متنفر است، در حالی که خود به طور بیپروا در فعالیتهای بیقید و شرط غرق شده است. ایچیرو به کیوکو علاقهمند میشود و به سمت بار او میرود...