پارسيفال
کلینگزور به دنبال ورود به جام مقدس است. شر به کاندری فراخوانده میشود. هرتزلاید با کودک پارسيفال ظاهر میشود. تاجگذاری آمفورتاس. زخم آمفورتاس. حمل آمفورتاس به حمامش. کاندری به آمفورتاس آرامش میبخشد. پارسيفال به خاطر کشتن قناری سرزنش میشود. کاندری به شر تسلیم میشود. شوالیهها وارد جام مقدس میشوند. پارسيفال بیتفاوت است. کلینگزور کاندری را فرا میخواند. پارسيفال وارد باغ جادویی میشود. کاندری پارسيفال را میبوسد. پارسيفال به نجاتدهنده دعا میکند. پارسيفال کاندری را پس میزند. کلینگزور نیزه مقدس را پرتاب میکند. تخریب باغ جادویی. گورنمانز کاندری را بازمیگرداند. پارسيفال با نیزه مقدس ظاهر میشود. کاندری پاهای پارسيفال را میشوید. آمفورتاس زخم خود را پاره میکند. پارسيفال آمفورتاس را شفا میدهد. پارسيفال پادشاه جام مقدس میشود.