گذشته ناقص
Past Imperfect
دختری کوچک ویولن می نوازد در گورستان سپس ماهی گیری در قایقش زنی جوان را که از شنا خسته است جمع می کند و از وی درخواست ویولن می کند گمان می رود همان شخص است زمان-فضا شکسته است این خانم جوان حافظه اش را از دست داده اما کیفش را ندارد که ثروتی واقعی در آن است دوستی میان دختر اسرارآمیز و نجات دهنده اش آغاز می شود او حرفه عکاسی و فرانسه را کنار گذاشته تا با ریشه های تونسی خود دوباره پیوند برقرار کند او بدون گذشته است و او با صفحه ای سفید روبه رو است