پدر مهربان
A Loving Father
نویسنده لوی شیپارد در روستای فرانسه با دخترش ویجیانا زندگی می کند که کارهای او را مدیریت می کند. روزی ویجیانا تماس از آکادمی سوئد می گیرد. لوی جایزه ادبی نوبل را برده است. پسرش پُل که با جدایی از پدرش می کوشد با او ارتباط برقرار کند اما هر بار با مخالفت خواهرش مواجه می شود. هنگامی که لوی برای مراسم نوبل با موتور سیکلت به استکهلم می رود، پُل تصمیم می گیرد پدر را دنبال کند تا با او صحبت کند. به ظاهر لوی نمی خواهد تعقیب شود، سرعت می گیرد و در یک تصادف گرفتار می شود اما آسیب نمی بیند. پلیس راننده دیگری را به اشتباه با شیپرِد می شناسد و اعلام می کند که او مرده است. پُل بر اساس تجربیات دوران کودکی تصمیم می گیرد پدرش را آدم بدهد و ربایش کند.