بازار گوشت
Flesh Market
یون چهری توسط قاچاقچیان انسان وقتی با همسرش ملاقات میکند ربوده میشود و او اینتوئون نیز در ایوتاون ربوده میشود و پاکدامنیاش نقض میشود دو نفر که به استانها فروخته میشوند سعی میکنند فرار کنند اما شکست میخورند و شوهر کارش را رها میکند تا همسرو بگیرد سپس با دیدن او این بار با همسرش را که از نیروهای فروخته شده است پیدا میکند و با قدرت متحدِ روسپیان و گروهی منزوی همسرش را نجات میدهد و vows به زندگی با زخمهای عمیق جامعهٔ مریضی که به همسرش زده است دلدادگی میکند