خط داستانی
دروازه اَوِی جاده به خوشبختی خیالین است که در آن دو دختر جوان آلبانیایی از راه دریا عبور می کنند تا در آنجا، هرچند به بهای جسم و جان، اما اندکی خوشبختی را بخرند. آنها مجبور خواهند بود برای عشق مبارزه کنند، تردیدها را حل کنند که آنان را به تفکر در مسائل فرا میخواند. آیا همه چیز را می توان فدا کرد، آیا همه چیز را می توان فروخت، چگونه خلاء روحی را پر کرد، چگونه خوشبختی را نگه داشت...