خط داستانی
سه دوست به نامهای مصطفی، مددی و احمد تصمیم میگیرند در تعطیلات تابستان خود کار کنند. در حالی که دنبال نتایج هستند، یک بوفه اجاره میکند تا شیرینی، نوشیدنی سرد و ساندویچ بفروشد. هر کدام رویاها و آرزوهای خاص خود را دارند. مددی عاشق همکارش نشوا میشود و میخواهد با او ازدواج کند. مددی نمیداند دوست دیگرش احمد عاشق همان دختر است. در حالی که احمد به موسیقی علاقه دارد و میخواهد یک خواننده مشهور شود، یکی از رقصندگان سعی میکند دام خود را روی احمد بیندازد