کُمُردی، بییند!
Pull!
صدای کوچکی که در زمین حفر میکند تا کرمی را بیابد اما پس از کرم، سگی، روباهی، کارگری و قطاری از زمین بیرون میآید قطاری با گلها و پرچمها مزین است او با صدای بلند و شوقی عظیم عقب مینشیند و شادی میگوید هو!