افسانه کوه تندر سیاه
The Legend of Black Thunder Mountain
از کاروان جدا شده، آقای پریش و کودکان توسط مردان مسلح تعقیب میشوند و آنا و جیمی ناچار به فرار به بیابان میشوند. آنها نقشه گنج پنهان را به همراه دارند اما در تعقیبشان جورج جستجوگر طلا و بوز و مرد کوهستانی با چشمهای وحشی به نام مکتویش در تعقیب هستند و کمک از غیرمنتظرهترین جاها میرسد، از جمله گروه گرگهای درنده، عقاب وحشی، و مادرزن میمون، که به نام دوستشان خانم مولن نامگذاری میشود