ساناتا
Sannata
کونور ویجی سینگ به قتل رسیده است و از آن زمان به بعد نوری مرموز در یک قلعه نزدیک دیده میشود در حالی که در جنگل نالهای تسخیرکننده از یک زن ناشناس شنیده میشود.