یومرچاق، خوابهای شیرین
Yumurcağın Tatlı Rüyaları
یومرچاق، یک کودک یتیم، تحت حمایت همسایگانش بزرگ میشود. این پسر کوچک که با کار کردن در کنار فروشندگان محلی درآمد کسب میکند، وقتی با سلما، یک زن جوان، آشنا میشود، زندگیاش به طور کامل تغییر میکند. سلما که فرزندش را از دست داده، یومرچاق را به عنوان پسر خود میپذیرد. در همین حال، نیهات که سالها در زندان بوده، پس از آزادی به جستجوی پسرش یومرچاق میپردازد. اما با دیدن زندگی شاد پسر جوان، تصمیم میگیرد بدون فاش کردن هویتش در نزدیکی پسرش بماند.