خط داستانی
در جنگ استقلال، اودیتا از لیسبون به مویمبویک میرود تا با لوئیز ازدواج کند. او به آرامی درمییابد که زندگی در کشوری در جنگ چقدر متفاوت و آشفته است و وقتی شوهرش به مأموریت نظامی فرستاده میشود، به مبارزه با تنها ماندگی میپردازد. به مرور زمان او اطلاعات بیشتری درباره شوهرش و درباره موزامبیک نسبت به خانه آرام اروپاییاش به دست میآورد. نژادپرستی، خشونت، بیعدالتی و سرنوشتگرایی زندگی را تحملناپذیر میسازد...