روزهای اوج یانگ-جا
Yeong-ja's Heydays
چانگ-سو به دختری که قبل از ورود به خدمت نظامی عاشقش بود، یاد میکند. در آن زمان او به عنوان خدمتکار کار میکرد. سالها بعد در یک ایستگاه پلیس دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و دختر، یانگ-جا فاش میکند که پس از ... پسر کارفرمایش، شغلش را ترک کرده است. زندگی او به تدریج بدتر شد تا اینکه در یک تصادف رانندگی یک دستش را از دست داد و مجبور شد به عنوان فاحشه کار کند تا هزینه یک پای مصنوعی را پرداخت کند.