قربون خودم
Ghorboone Khodam
داداشی یک رستوران کوچک دارد و نامزدش گلی و عمهاش به او کمک میکنند. شغل دوم داداشی شستن ماشینهاست و رویایش این است که مانند یک میلیونر زندگی کند. او با یک مرد ثروتمند ملاقات میکند که رویای معکوسی دارد و میخواهد زندگی ساده و بیدغدغهای داشته باشد.