توراچان و عروس
Torachan and the Bride
توراچان و میکه در حال بازی هستند در حالی که خواهر بزرگشان برای عروسیاش آماده میشود. ناگهان نامهای میرسد؛ این نامه از پدربزرگ است که مینویسد تا زمانی که زنده است، اجازه عروسی را نخواهد داد! عروس و داماد به سرعت به کلیسا میروند تا قبل از اینکه گربه پیر بتواند آنها را متوقف کند، ازدواج کنند، اما قایق او تازه رسیده است! آیا توراچان و میکه میتوانند او را به اندازه کافی مشغول نگه دارند تا روز خوشبختی خواهرشان بدون وقفه بگذرد؟