خط داستانی
وکلَوز، بازندهٔ روستا، در دههٔ چهل که به اوتیسم نزدیک است، با مادر بیوهاش در حاشیهٔ روستا زندگی میکند. مردم روستا او را شارِلِ محلی میدانند، تنها درد دائمی برای آنهاست، اما در کمد روستا استخوانی وجود دارد که به مرگ پدرش مربوط است
وکلَوز، بازندهٔ روستا، در دههٔ چهل که به اوتیسم نزدیک است، با مادر بیوهاش در حاشیهٔ روستا زندگی میکند. مردم روستا او را شارِلِ محلی میدانند، تنها درد دائمی برای آنهاست، اما در کمد روستا استخوانی وجود دارد که به مرگ پدرش مربوط است