خروج دوازده
Exit 12
پس از دو تور جنگ در فلوجه عراق وین سرباز دریایی رومَن باکا به خانه انسانی متفاوت می آید تجربه اش او را با افسردگی اضطراب و پرخاشگری روبه رو می سازد با تشویق همسرش به نام لویسا رومَن تصمیم می گیرد به باله بازگردد تا روشی برای سازگاری پیدا کند او می یابد که رقص به بازسازی ذهن و بدنش کمک می کند اکنون به عنوان بنیانگذار و مدیر اجرایی گروه رقص خروج دوازده در نیویورک با دیگر جانبازان و خانوادههای نظامی از رقص برای گفتن داستانهایی درباره اثرات جنگ استفاده می کند تا نه تنها خود را دوباره برنامه ریزی و بازپس گیری کند بلکه ادراکات و کلیشههای جامعه کهنه سربازی را نیز دگرگون سازد