تا آنجا که قلبم میکشد
So long, my heart!
خوشحال است که اکنون مردی در بخش داریم... همیشه میگویم داشتن چنین مردی در کارکنان معجزه میکند! این گفتوگوی مدیر پرستاری، پِتیا اُپلز، راجع به کارمندان تازهواردش هنگام جلسه خوشآمدگویی با هولگر است. این مرد کمغرور عاشقانه در واقع از برلین به جنوب آلمان آمده تا روابط حلنشدهاش را فرار کند. اما با این حال باز هم آشوب زیادی به زندگی عاطفی شکننده دو زن وارد میکند: باربارا، که به عنوان دستیار آشپزخانه در همان خانه سالمندان کار میکند، هولگر را راهی برای تنها بودنش انتخاب کرده است. اما داستان عاشقانهای که با مهربانی آغاز شده، بلافاصله دچار آشفتگی میشود زمانی که هولگر به زودی به رئیسش، پِتیا اُپلز، جذب میشود.