در دستهای تو
Nelle Tue Mani
تیو، دانشجویی در اخترفیزیک، با دوستدختری خود، کارلا، که او هم دانشجو است، در یک آپارتمان ساکناند. یک شب، در حالی که او با بیدقت خیابان را عبور میکند، به وسیلهٔ اتومبیل زیر گرفته میشود. رانندهٔ ماشین، مویِی، دختری است که اصالتاً از اسپالاتو است و وقتی کودکی بیش نبود، با پدرش به ایتالیا آمد. تیو روی زمین دراز کشیده و مجروح است و مویِی به او کمک میکند و سپس بدون رد پایی ناپدید میشود. دو شخصیت بعدها تصادفی دوباره با هم روبهرو میشوند و پیوندی قوی و عمیق بین آنها شکل میگیرد.