کوچک 'او و او'
The Little 'He and She'
سلیا تنها چند ماه است که ازدواج کرده است. شوهرش حقوق کمی دریافت میکند و سلیا نمیتواند درک کند که چرا او چیزهای زیبایی که دوستانش دارند را ندارد. یک روز، در حین خرید با دوستش، رز، او را متقاعد میکند که دو مجسمه زیبا بخرد. قیمت کمی بیشتر از آن چیزی بود که او میتوانست بپردازد، اما فکر میکرد میتواند هزینه آنها را به دوستش پرداخت کند و بدین ترتیب شک شوهرش را برانگیزد. با این حال، وجدانش بر او غلبه میکند و همه چیز را به او اعتراف میکند. آنها با هم دعوا میکنند.