سر بالا
Uppercut
ساعت آبی روز را به آرامی وداع با شب می گوید اما هنوز کمی از آن دفاع می کند استیفه وارد گاراژ بوکس ریک در برلین وست می شود او ناامن خشمگین قانع نیست در پی به دست آوردن پذیرش است از طریق ریک مدیر باشگاه که قهرمان سنگین وزن سابق از بوستون است همه چیز برای قهرمانی فراهم است اما اکنون شکسته است زخمی است و انرژی الهام دو دهی را می یابد در آن شب دو روح به هم می رسند بدون این که بدانند