بخیت و عدیله
Bakhit and Adeela
بخیت در یک کارگاه کوچک کار میکند. او به طور تصادفی در یک قطار با عدیله ملاقات میکند و هر دو یک چمدان پر از پول را پیدا میکنند که توسط یک قاچاقچی مواد مخدر فرار کرده رها شده است. پس از اینکه در پیدا کردن صاحب چمدان ناکام میمانند، هر دو تصمیم میگیرند که پول را تقسیم کنند.