لِیویای من
I'm Levi
لیوی نوجوانی پونزده ساله است که با والدینش در روستایی که در آن بزرگ شده زندگی می کند. به تازگی به بهترین دوستش لورا می گوید که فقط به دختران علاقه ندارد و به همکلاسی اش نوی علاقه مند است. لورا او را تشویق می کند تا این را در خانه با خانواده در میان بگذارد. هرچند لیوی تلاشهای زیادی کرده است، احساس نمی کند زمان درست فرارسیده باشد. وقتی بالاخره موفق میشود، پدر و مادرش به نظر میآید که با قضیه کنار میآیند. اما این وضعیت تا چه حد ادامه پیدا میکند وقتی لیوی با واکنشهای روستا روبهرو میشود و چگونه باید با عشقش به نوی رفتار کند؟