وحشی
Sauvage
این داستان رابطه بین یک دختر شهری شورشی به نام آدریانا و یک لعن انسانگرا پیر به نام برنارد را در درهای دورافتاده از مارکانتور دنبال میکند، مکانی با زیبایی طبیعی قدرتمند. در ابتدا به شیوهٔ یک هیجانانگیز فیلمنامهای ساخته شده، فیلم به تدریج به سفری بیحرکت تبدیل میشود که حکایت سیرتی از کفارهها است: از کنار گذاشتن نفرتهای سطحی تا غوطهور شدن کامل در منظره برفی نمادین که با گرگ سفید حاکم است. برخورد این دو روح تنها با آنها به نوعی رهایی میانجامد: برای آدریانا از طریق خلق هنری.