مانیکندا
Manikanda
در بمبئی رواین راجا با شیوه ای خشونت آمیز اما فقیرانه زندگی می کند با پدرش بنواریلال در کنار او مادر می شود رجا با مداخلات و دیدار عاشقانه ای به ملایکه مادوراییا ماندوراپور به نام مهمالاکشمی و مادومیتا می رسد و هر دو عاشق یکدیگر می شوند وقتی او به خانه باز می گردد پدرش با او روبه رو می شود و پس از تایید عاشقیش با راجا به او می گوید خانواده را ملاقات کند اما ورود وی به خانه با مردان مزاحم والدین مهمالاکشمی مواجه می شود که می خواهند او را از بین ببرند