گلوریا و کاندلا
Gloria y Candela
کاندلا زنی ۷۰ ساله با زوال عقل پیشرفته از نوع آلزایمر است. گلوریا، همسرش، برای حفظ بخشهایی از حافظه که زمان هنوز از بین نبرده است، تقلا میکند؛ هر بار با شانس کمتر و فرسودگی بیشتر. هر دوی آنها، گلوریا و کاندلا، بیش از پیش در این بیماری که هر دوی آنها را به کام خود میکشد و از هم جدا میسازد، گم میشوند. گلوریا درمییابد که حتی اگر قادر باشد تکههایی از گذشته مشترک با کاندلا را بازیابی کند، هرگز مانند قبل نخواهد بود؛ اگرچه میتوانند لحظاتی مشابه دوران جوانیشان را تجربه کنند.