رافائل، کولی
Raphael, the Gypsy
مراسم تعمید یک نوزاد به یک کابوس تبدیل میشود زمانی که پسر جوان بارون و بارونز von Wilhjelm توسط موسیقیدانان دورهگرد ربوده میشود. مادر و پسر پس از ۲۰ سال جدایی دوباره به هم میرسند، زمانی که گروه مسافران در همان ملک که بارونز در آن زندگی میکند، اردو میزنند. رافائل، که اکنون نامیده میشود، به یک جوان خوشچهره تبدیل شده است که زنان به او دل میبازند؛ او در میانه یک نبرد شدید برای محبتش بین دختر کنت اینگر و زلما، که باهوش و عاشق است و برای به دست آوردن رافائل هیچ چیزی را کم نمیگذارد، گرفتار شده است.