مسابقهی میلیونها خرگوشی
Das Millionen Rennen
برای ماتیاز ونگلر خانهی بالای سرش محل نگهداری کبوتران مسابقه است که فراتر از یک علاقه است. کبوترانش اشتیاق او هستند. وقتی در کارفرمایی بیخرد در مرکز تماس نیست، با مهربانی از پرندگان زیبا نگهداری میکند که بسته به جنسشان یا ریچار دارن باترن یا الیزابت تیلور نامیده میشوند. متاسفانه دختر دانی و همسرش ریتا از دست میروند. اختلافات روزافزونی بین او و ماتیاز به دلیل فقر شدید و یادآوریهای نهایی ایجاد میشود. برای بدتر شدن اوضاع، خانه کودکان که ریتا در آن کار میکند بسته میشود. و ماتیاز چه میکند؟ کیسههای غذای کبوتر میخرد. ریتا بس کرده است. از این به بعد یا کبوترها یا من! اما آیا ماتیاز واقعاً قلبش را برای جدایی از حیواناتش دارد؟