گپنگ
Gapang
مگیل در تلاش است تا برادرش دیه گو را برای تحصیل تمویل کند. اما حال و روز کارهای ساختمانی او به اتمام است و قادر به پرداخت شهریه برادرش نیست. دیگو ناخودآگاه دارد پول سختکوشی که به دست آورده را در شرطبندی خرج میکند. میگیل از همسایهای مهربان میخواهد که برای رفتن به کار خارج از کشور با او همدردی کند و به او محبت نشان میدهد. آنچه آغاز دو دوستی برای به اشتراک گذاشتن مشکلات است در نهایت به چیزی فراتر تبدیل میشود.