جمعه سیاه
Vendredi noir
در دهکدهای سنگلانی نیجر، خانوادهای فقیر با فقر و گرسنگی دست و پنجه نرم میکند. دهکده چند کیلومتری مدرسه، فرزندان را از رفتن به کلاس بازمیدارد و مسئولان فاسد به مشکلات مردم عادی توجه نمیکنند و خدمات اجتماعی محلی تقریباً وجود ندارد. به دلیل مبلغ لعنتی که از مدرسه به معلم داده میشود، دختر نوجوان دیگر امکان رفتن به مدرسه را ندارد. از سوی دیگر هیچ کاری نمیتواند دختر بزرگ خانواده را که با ضرب و جرح همسرش کشته شده حفظ کند؛ چرا که برای داروی پزشک پول کافی ندارند. با صداقت و صراحت، این پرتره از خانواده نیازمند، پیامدهای یک کشور بهدرستی مدیریت نشده را نقد میکند.