بازدید تبریک
Congratulatory Visit
سلیمان خودشیفته، که به عنوان نگهبان امنیتی کار میکند، آرزوی یک بازدید تبریکآمیز از رئیس دانشگاه جدید را دارد. سلیمان به همسرش درباره دوستی ساختگی خود با رئیس دانشگاه میگوید، اگرچه درخواست ملاقاتش هنوز پاسخی دریافت نکرده است. سلیمان در نهایت با ورود به دفتر رئیس دانشگاه، درمییابد که خود را به دردسر انداخته، اما دیگر بسیار دیر شده است.