سربازان کناری و میگوی آبدار
Tin Soldiers & Crawdads
پدر و پسر به مزرعه در کشور روی Barnens Ö میروند. همانطور که در طول سالها همیشه باهم بودهاند. اما این آخر هفته اتفاقی میافتد که رابطه را به لبه میبرد. آن روز داغترین روز تابستان است و به محض روشن شدن جرقه، آتش را نمیتوان متوقف کرد. از شعلهها یادآوری پسری جوان پدید میآید، در جهان پدر هنوز نامیراست. از خاکستر چیزی دیگر متولد میشود، حقی که هیچکس نمیخواهد با آن رو به رو شود.