خط داستانی
مارچلو پسری جوان است که در برابر برنامه های روشن آینده اش و دیدگاه های قطعی اش نسبت به جهان، همچنان در حال کشف خود است. کنار او بهترین دوستش جئوئله قرار دارد که رویاپردازی بی چون و چرا است. برای او زمان زیر ابرهای کودکیشان متوقف به نظر می رسد در حالی که مارچلو آماده است به شهر بزرگ برود و زندگی بزرگسالانه اش را آغاز کند. در طول آخرین تابستان با هم، آن دو به سفری برای یافتن آبشار افسانه ای تقلا می کنند، سفری که فاش کننده خواهد بود. طی جستجو برای آبشار، این دو خودشان و حقایقی را که درباره یکدیگر دارند کشف می کنند.