مادریا
Madrina
زنی دچار تضاد پس از دو سال عدم تماس به خانه برمیگردد تا تعطیلات را سپری کند. در زیر نگاههای کنجکاو خانواده، او صدای خود را برای دفاع از خود و خودمختاریاش دوباره به دست میآورد. وقتی از شام کریسمس اخراج میشود، او تنها ارتباط باقیماندهاش با مادربزرگش را گرامی میدارد.