خط داستانی
کارمند محلی شهرداری با بخش ثبت، موتمیا، شاهد این است که مردی در حال دفن کردن کیسه ای سیاه است در حالی که به تفریح خود یعنی پرنده نگری می پردازد در یک کوهستان. بعدها زنی که برای ثبت ازدواج به اداره می آید سوار بر خودروی همان مرد می شود. موتمیا به تدریج به زندگی روزمره آن زن چشم می افزاید و با تخیلی که به تدریج در جریان رویدادها بر می آید، به دنبال کشف حقیقت می رود.