دو میلیون برادر
2 million bro
از دوران کودکی، سباستین، سلین و استفان خواهر و برادران نزدیکی بودند تا اینکه سلین با لوئیجی، پدر پسرش مارکو، آشنا شد. رابطهای که سباستین و استفان با آن موافق نبودند. این رابطه مضر فاصلهای بین دو برادر و خواهر ایجاد کرد. از زمانی که استفان از زندان آزاد شده، سباستین که کمتر کینهای است، سعی خواهد کرد به هر طریقی سلین و استفان را دوباره به هم نزدیک کند. اما پس از یک رویداد تراژیک در زندگی خواهرشان، آنها چارهای جز کمک به او ندارند بدون اینکه بدانند چه چیزی در انتظارشان است. دو برادر به ماجراهای کاملاً دیوانهواری وارد میشوند، با بیدقتیهای گیجکننده، هر کدام خندهدارتر از دیگری.